معنای زندگی

این منم, همین

معنای زندگی

این منم, همین

من دهان باز نکردم که نرنجی از من

شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۲:۵۰ ق.ظ
هرچه آیینه به تو صیف تو جان کند نشد
آه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد

گفتم از قصه عشقت گرهی باز کنم
به پریشانی گیسوی تو سوگند نشد

خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند
تا فراموش شود یاد تو هرچند نشد

من دهان باز نکردم که نرنجی از من
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد

دوستان عاقبت از چاه نجاتم دادند
بلکه چون برده مرا هم بفروشند نشد

فاضل نظری


*نمیدونم شایدم دهن باز کردم یه چیزی گفتم کسی رو ناراحت کردم خودم نمیدونم
 یکی از معدود ویژگی های خوب من اینه که راحت عذرخواهی میکنم، فقط یه وقتایی پیش میاد ناخواسته دیگرانو ناراحت میکنم و خودمم متوجه نمیشم
آقاا؛ من اگه کسی رو ناراحت کردم لطفا بیاد بهم بگه با آغوش بااااز ازش عذر خواهی میکنم :)


**یکی از چیزایی که آرزوش به دلم موند اینه که شبا همینطوری که درازکشیدم و دارم سقف نگاه میکنم و تو افکار و رویاهام غرق شدم خوابم ببره، متاسفانه یا انقدر خسته ام که تا سرمو میزارم رو بالش بیهوش میشم و اصلا به فکر کردن نمیرسه(که من به همینم راضیم البته) یا تو اکثر مواقع (مثل امشب) انقدر فکر و خیال میکنم که خواب از سرم میپره مجبورم دوباره بیدارشم درسی، کتابی چیزی بخونم و خب بدبختی صبح بیدارشدن این شبا که بماند


***اون سر کوچمون عروسیه (امیدوارم خوشبخت بشن) یه جوری دارن تو کوچه نارنجک و ترفه میزنن که من واقعا نگران امنیت خودمون شدم، هر آن منتظرم خونه خراب شه رو سرمون D:

۹۵/۰۲/۱۸
ladybug