معنای زندگی

این منم, همین

معنای زندگی

این منم, همین

خیلی شیرینه

شنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۱۲ ق.ظ

خیلی شیرینه وقتی نصفه شب با کلافگی داری برنامه درسیت زیر و رو میکنی دوستت پیام بده و بگه چقدر برای جشن عقد هفته دیگه استرس داره و بهت یاد آوری کنه هنوزم وقتی دنبال یه نفر میگرده که باهاش حرف بزنه اون تویی

وقتی وسط مسخره بازی درآوردنام واسه اینکه آرومش کنم یاد گذشته میفتیم، یاد 14 سال دوستی که خب واسه ی سن کم ما خیلیه

یاد شیطنت ها و کارهای احمقانمون،کارهایی که بعضیاشو فقط خودم و خودشو خدامون میدونیم و همون بهتر که برای همیشه بین خودمون بمونه D:

یاد وقتی 7/8 سالمون بود و چقدر از پیدا کردن یه شوی هندی جدید ذوق میکردیم ساعتها و شایدم روزها رقصاشو تمرین میکردیم (شاید الان مسخره باشه ولی اون موقع واسمون یه کیف دیگه ای داشت)

یاد اولین شبی که بابا خونه نبود و الهام اومد خونمون و تا صبح کلی شیطنت کردیم، وقتی میگه چقدر اون شبو دوست داشته

به این فکر میکنیم که چقدر زود میگذره

به قهرهای بچه گونمون، رو پله ی جلوی خونشون پشت به هم مینشستیم و هر چند ثانیه برمی‌گشتیم همدیگرو نگاه میکردیم فکر کنم هیچ وقت هم بیشتر از 5 دقیقه طول نمیکشید (کلا خداروشکر هیچ وقت تو زندگیم قهر کردن یاد نگرفتم)

به اینکه اگه میشد حاضریم هرچی تا الان بدست آوردیم بزاریم و برگردیم به اون سالها

وقتی بهم میگه تو تمام این سالها هیچ گله و دلخوری ازم نداشته و نمیدونم میدونه یا نه ولی این حرفش خیلی برام با ارزش بود، خیلیی

یاد خونه ای میفتیم که کلی توش خاطره داریم و به لطف طرح اتوبان امام علی تبدیل شد به فضای سبز و حالا نه خونه ما مونده، نه اون کوچه، نه اون محله

چشم بهم میزنیم میبینیم 2 ساعت گذشته و خیلی خوش گذشته


*خداجونم ممنون بابت امشب ،ممنون بابت لحظه لحظه کنارم بودنت


**خیلی خوبه ادم یه نفر داشته باشه که هروقت خواست بتونه باهاش حرف بزنه ولی خیلی بهتره اگه اون یه نفر باشی


۹۵/۰۳/۰۱
ladybug